سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

یا حضرت قاسم ادرکنی . نوای دل

گل یاسمنم من

یتیم حسنم من

یا حضرت قاسم ادرکنی . نوای دل

 

از حسن هر کس که در دل ذره ای هم کینه داشت

نیزه ای پرتاب کرد و زخم بر جسمم گذاشت

تیر باران شد پدر من سنگ باران ای عمو

وای از سنگینی نعل سواران ای عمو

مادرم را گو ببیند قاسمش رعنا شده

سیزده ساله یتیمش هم قد سقا شده

بند بند پیکر من ای عمو از هم گسست

مفصلم از هم جدا شد استخوان هایم شکست

عده ای با نیزه و یک عده با تیرم زدند

دوره ام کردند و راحت تیغ و شمشیرم زدند

می شنیدم یک نفر فریاد زد در همهمه

 

 

می زنم ضربه به پهلویش ز بغض فاطمه

 

 

 




      

السلام علیک یارقیه بنت الحسین. نوی دل

  "یتیمی درد بی درمان...نخوانید

  "یتیمی خواری دوران... نخوانید

" الهی طفل بی بابا نباشد"

کنار دختری گریان نخوانید

دوباره گریه اش میگیرد امشب

بیایید از غم هجران نخوانید

شب سوم شب خانم رقیه ست

به غیر از روضه ی ایشان نخوانید

تقاضا میکنم سربسته باشد

ز نامردی نامردان نخوانید

" رقیه جان " فقط مخصوص باباست

دگر او را به این عنوان نخوانید

زمین خورد از بلندی را بگویید

ولی از تاول سوزان نخوانید

خبر داریم پهلویش شکسته

مقاتل را برایمان نخوانید

اگر از روسری پاره گفتید

محبت کرده بیش از آن نخوانید

نگویید از سر بر روی نیزه

از آن زخم لب و دندان نخوانید

تنش پامال چکمه گشت اما

از آن غساله ی حیران نخوانید

بیایید امشبی را روضه خوان ها

" یتیمی درد بی درمان... نخوانید

شاعر: علیرضا خاکساری


یا حضرت رقیه سلام ما برتو . نوای دل

 التماس دعا   

 




      

السلام علیک یا اباعبدالله . نوای دل

چند روزیست هوای دل من همچون شهر
سخت آلوده شده
یا حسین(ع)
چشم امید به باران شب اول ماهت دارم
تا که زنگار ز دل پاک کنم
و سپس پیرهن مشکی احرام به تن
با ندای لک لبیک حسین
مُحرِم ماه محرَم گردم...

 

سلام به محرم . نوای دل

سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش
به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش

سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم به کربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم به حال خسته زینب
به بینهایت داغ دل شکسته زینب

سلام من به محرم به دست و مشک ابوالفضل
به ناامیدی سقا به سوز و اشک ابوالفضل

سلام من به محرم به قد و قامت اکبر
به خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم

سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشک خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم به احترام سکینه
به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه

سلام من به محرم به عاشقی زهیرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش
به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش

سلام من به محرم به زنگ محمل زینب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب

سلام من به محرم به انتظار رقیه
به پای آبله بسته به چشم تار رقیه

سلام من به محرم به شور و حال عیانش
سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش

سلام من به محرم به حزن نغمه هایش
به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش




      

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

      

 اشک در چشمان آسمان، حلقه زده است. سال‏هاست زمین بغض خود را فرو می خورد و درونش پر از آتش است. فقط تلنگرى دیگر باعث فوران این بغض فرو خورده خواهد شد. فراتش از شرم به سرعت مى‏دود تا نگاهش به نگاه علقمه گره نخورد و هر آنچه در ساحل دیده فراموش کند. هنوز بوى دود از خاطره بیابان به مشام مى‏رسد. دل به استقبال محرم مى‏آید!
ظهرها خورشید از بهت، خیره خیره به زمین مى‏نگرد. انگار بعد از این سال‏ها هنوز روز واقعه را باور نکرده است. عصر که مى‏شود آن‏قدر تلخ نگاهش را از روى زمین بر مى‏دارد که اندوهش در هواى غروب منتشر مى‏شود. اینجا هر روزش روز واقعه است. اینجا هنوز گوش بیابان از نداى «هل من ناصر ینصرونى‏» زنگ مى‏زند و پشت زمین « انکر ظهرى‏» تیر مى‏کشد. در شیار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صداى فریاد «یا اخا ادرک اخا» حک شده است. این خاک هنوز بوى یاس مى‏دهد. گوش هنوز در حسرت شنیدن آخرین «لاحول ولا قوة الا بالله‏» وامانده است. به هرکجا بنگرى تکثیر «هیهات من الذله‏» را در ذرات وجود حس خواهى کرد.
صداى زنگ کاروان آفتاب به گوش مى‏رسد. هر سال خاطره یک کاروان، به این صحرا قدم مى‏گذارد.

 

محرم که مى‏شود کاروان غم به دل اهل زمین و آسمان کوچ مى‏کند.
 
آی بچه ها : محرم رسید.....

کاروان کربلایی ها داره میرسه…

بیرق های عشق رو میبینی...

روز عاشورا دیگه این بیرق ها اینجوری نیست...

بوی محرم حسین(ع) به مشام میرسه...

نمی دونم چرا هر موقع تقویم رو نگاه میکنم دنبال اینم تا بدونم محرمش  کِـی می رسه...

وقتی محرم نزدیک میشه توی دلم دعا میکنم که...

خدایا میشه : این بار، صدای مسلم(ع) به ارباب برسه و دیگه کاروان به کربلا نیاد !!! 

خدایا میشه: این بار راه کاروانیان عوض بشه و اصلا کسی ندونه راه کاروان کجاست!!!

خدایا میشه: آفتاب صبح دهم محرم طلوع نکنه !!!

خدایا میشه: این بار علی اکبر(ع) دیگه تشنه نباشه و بابا شرمنده کام عطشان پسر نشه!!!

خدایا میشه: این بار که پدر، پسر رو به روی دست میگیره تیری به گلوی شیر خوار نخوره!!!

خدایا میشه: این بار زنان اهل بیت رسول الله(ص) با کاروان نیومده باشند کربلا !!!

خدایا میشه: دیگه عباس(ع) شرمنده اهل خیام نشه و آب به خیمه ها برسه !!!

خدایا میشه......؟ ؟ ؟

امٌا چه میشود کرد دست تقدیر کاروان را به کربلا میرساند و همه چیز تکرار میشود ...

و  عاشورا…

743532d7zvrepqh0.gifتا قیامت همه جا ، محشر کبرای تو برپاست.حسین743532d7zvrepqh0.gif

برگرفته از وبلاگ

شیدای سبز




      

سلام من به محرم به غصه و غم مهدی . نوای دل

حسیــن جان!

راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده : آب-آتش-خاک-هوا

آبـــی کـه از تو دریغ کردند

آتشی که در خیمه گاهت افتاد

خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها

وهــوائـی که عمریست افتاده بر دلها

ترکیب این چهار عنصر می شود: کـربـــلا

السلام علیک یا اباعبدالله . نوای دل

تا قیامت همه جا ، محشر کبرای تو برپاست.حسین

باز این چه شورش است که در خلق آدم است . سیدعلی افشاری




      
   1   2      >


پیامهای عمومی ارسال شده