يوسفم از يوسفان دل مي برد/ني که از کل جهان دل مي برد/يوسفي شيرين دهن با ناز و شور/عشوه گر طناز،دلبر غرق نور/اينک از جام ولايش نوش کون/مدح و توصيف و کمالش گوش کن/سايه لطفش ندارد انتها/قامتي دارد از اينجا تا خدا/با قيامش آيد از خيل ملک/نغمه الله اکبر از فلک/کين خداوند است يا نور خدا/ها علي او شبيه المرتضي/گرچه خود پرچم به دوش کربلا است/رايت العباس در دست خداست/چشمهايش نور مصباح ازل/چشم نه يک بحر لبريز عسل/چشمهايي از عسل شفاف تر/تيرش از نور هدايت صاف تر/پلک چشمش چشمک فانوس دل/هر نگاهش موج اقيانوس دل/ابرووانش طاق محراب دل است/نقش قرآن است در قاب دلش/لعل لبهايش دل آرام حسين/نقطه عطف نگاه زينبين/شانه هايش مهد قرص آفتاب/برج ديده باني طفل رباب/اصغر از آغوش عباس حسين /لطف دارد بر تمام عالمين