سفارش تبلیغ
صبا
نوای دل

بنام خداوند

پیله ابریشم

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد .

او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم .

دوستان

بنا بر این هموارع سعی کنیم که خارج از مشیت الهی چیزی رو نخواهیم

 خدایار و نگهدارتون باشه






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 85 اردیبهشت 25 توسط سید علی افشاری (منتظر افرا)

هوالحق

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج)...اللهم عجل فرجهم و سهل مخرجهم

سلام بر مهدی (عج) او که از همه منتظرتر است

اماما به فریادمان رس!!!

امام عاشق توایم و دوستدار تو و خاک پای منتظران تو.افسوس که خود خانه دل را برای انتظار تو مهیا نساخته ایم.

اماما ! نروبیده ایم غبار گناه ازدل

اما عاشقیم و نمیدانیم این عشق سوزان در کجای جانمان جای گرفته که بی تابمان کرده .

یابن الحسن جان

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم

به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی

نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم

تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق

و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم

دلــــی که مامن دنیاست جای مــــــــــــــــــــــــولا نیست

اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام

به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم

کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق

قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست

و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم

مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم

نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم

یاران و همراهان هر کدوم از ما بیاد و بنشینه ببینه

که در چشم انتظاریمون چقدر ثابت قدمیم ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

یا حق . عزت زیاد






نوشته شده در تاریخ جمعه 85 اردیبهشت 22 توسط سید علی افشاری (منتظر افرا)

با نام خدای مهربون

نمی دونم برای شما هم همینطوره یا نه غروبهای جمعه حس غریبی به انسان دست میده ، یا برای من اینقدر غریبه شاید نمی دونم ، ولی احساس کنید غروب یک روزقشنگ پائیزی جمعه در کنار ساحل لب دریا روی ماسه ها نشسته هستید ، هوا رفته رفته رنگ قشنگ سرخ رو به خودش به جای یه آسمون آبی می گیره و به آدما با این کارش میفهمونه که سیاهی شب قراره بیاد جای اون همه قشنگی رو بگیره ، تازه آدم دلش میگیره ، و میخواد  کسی  کنارش باشه تا اون حس غریب و غربت یه غروب را به دلش راه نده یا حداقل بتونه راحت تر درکش کنه نه با این همه درد ، دردی که ناشی از این همه دوری است . فقط دوری ، شود آنروزی که هیچ دردی بنام درد دوری در میان نباشد.

انشالله که چنین شود و مولایمان یابن الحسن (عج) هر چه زودترظهورش مسجل

پس بامید آنروز همواره دست بدعا بر می داریم و از خدای مهربون می خواهیم که ضمن سلامتیش فرجش را نزدیک نماید .... الهی آمین

یاران و همراهان دست حق نگهدارتون باشه






نوشته شده در تاریخ جمعه 85 اردیبهشت 8 توسط سید علی افشاری (منتظر افرا)

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

بیا ای گل نرگس یوسف زهرا که جهانی در انتظار توست

  جمعه های دلگیربی تو بودن

آه نمی توانم توصیف آن لحظه ای راکه با شوروشوق صبح سفید جمعه به دعای ندبه میروم به امید انکه مولایم مهدی (عج) را خواهم دید یا حتی بوی ازپیراهن یوسف زهرا به مشامم خواهد رسید را وصف کنم  

آه صبح سفید جمعه یار غروب غمناک من میشود و او همچنان نیامده

نمیدانم چرا از جمعه ها فقط غروبش به یادم می ماند

وچرا صبح سفیدش را فراموش میکنم .
اخر تا کی این فراق و جدایی

جوانها پیر شدند،کودکان بزرگ شدند،بزرگان ازقید حیات رفتند،
فرهاد ها تمام کوه ها را کند ند

مجنونها لیلی را گم کردند

رستم دستان فراموش شد

پوریای ولی از یاد رفت

دیوان حافظ کهنه شد

ای گل نرگس  مهدی جان

آخر چقدر تنهایی؟ چقدر دلتنگی؟ چقدر جمعه های دلگیر؟
انگار همه دست به کار شده اند که روی اسم تو اگهی تبلیغاتی بچسبانند

و تو را از یاد ببرند ........

اینچا همه در جنب جوشند که تو را فراموش کنند، باز نمخواهی بیآیی

باشد یقین از سوی خداوند متعال چنین مقدر شده که تا جمعه ایی دگر منتظر ظهورت بمانیم و ما را چاره ایی نیست تا زمان ظهورت دعاگوی وجود گرانبارت باشیم

خدایا ظهور مهدی فاطمه یوسف زهرا (عج)  را سهل و آسان فرما

آمین یا رب العالمین






نوشته شده در تاریخ جمعه 85 اردیبهشت 1 توسط سید علی افشاری (منتظر افرا)

به نام یگانه حضرت دوست که عشق او همه را شامل است 

چه خوب و چه بد

افضل اعمال ما بندگان انتظار فرج است .  خدایا فرج حجه ابن الحسن (عج) را برسان ... الهی آمین


محرم و صفر هم گذشت با همه خوبی هایش و من با فراق و دوری ماه های گذشته چه کنم

دیگه با فرا رسیدن ربیع الاول پیرهن سیاهمو هم در آوردم ولی باز اسیر نفسم 

و وای بر من گنه کار که در این ایام هم نتوانستم جبران زشتیهایم رو  بکنم  

وای بر من وای بر من و..........
هنوز نتونستم وجود پر برکت یابن الحسن (عج) رو درک کنم واااااااااااااااااااااااااای


خدایا نفس مرا از پا در آورد و گناه قلبم را تاریک
تو را قسم به عزت و جلالت مرا ببخشای که گناهان بزرگ را فقط بزرگی چون تو می بخشاید
خدا اراده مرا در استقامت در برابر وسوسه های شیطانی محکم کن
خدای من بازهم جمعه ایی دیگر آمد اولین جمعه ماه خجسته ربیع و انتظار مولا  

و انتظار و فراق من تموم نشد چقدر منتظر منتقم خون خدا باشیم؟؟؟ 

آخر تا به کی انتظار یوسف زهرا (عج ) کشیدن؟  تا به کی ؟؟؟ 

باشد که فرجش هرچه زودتر برسد انشا الله پس می گویم  

خدایا
چنان کن تا سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

عزت زیاد دست حق نگهدارتون






نوشته شده در تاریخ شنبه 85 فروردین 12 توسط سید علی افشاری (منتظر افرا)
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin

==============================================